قاعد ه اي به نام حفظ نظام » و معناي فقهي و ديني آن
1 به موجب شمار زيادي از آموز ههاي ديني، حفظ
و بقاي نوع انساني جدا از حرمت جان هر يك از
انسا نها داراي اهميت زيادي است. در واقع از نظر
اسلام، استمرار زندگي نوع انسان بر روي زمين تا
زماني كه خداوند متعال اراده فرموده باشد داراي
اولويت درجه اول است. هم از اين رو اقدامات عليه
نوع انساني همچون اقدام عليه ت كتك انسا نها ممنوع
بلكه از آن نكوهيد هتر است.
2 اسلام از ماي ههاي اجتماعي پررنگي برخوردار
است. حتي مروري كوتاه بر آموز ههاي قرآني، سنت
پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نشان م يدهد كه
نم يتوان رسالت و دامنه اسلام را به امر اخلاقي يا
ارائه طريق براي تجربه امر قدسي محدود نمود. اگر
مسيحيت تاب فروكاسته شدن به يك دين شخصي را
داشته باشد كه در اين باره بسياري از مسيح يشناسان
درنگ و ترديد و حتي مخالف تهاي آشكار دارند
اسلام از چنين ظرفيتي برخوردار نيست. اسلام در
كنار اهتمام به حفظ نوع انساني، جامعه و حفظ
نظم اجتماعي را هم با اهميت م يشمارد. در واقع،
مطلوب شارع مقدس اسلام استمرار حيات انسا نها
در جامع هاي منظم و البته براي رسيدن به سعادت در
هر دو جهان است.
3 نظر به لزوم استمرار حيات نوع انساني در قالب
نظمي پايدار كه آدميان در آن احساس امنيت كنند،
به معناي حفظ « حفظ نظام » فقيهان از ديرباز به مساله
نظم و انضباط اجتماعي بسيار بها داد هاند. مستند شمار
قاب لتوجهيا زا حكام فقهي و حتيب نيادب رخيا ز قواعد
است. براي نمونه اگر قاعده « حفظ نظام » ، مسلم فقهي
كه اماره ملكيت است معتبر نباشد و مردم با اموالي « يد »
كه ديگران در تصرف دارند، معامله ملكيت نكنند،
جامعه دچار هرج و مرج يا اختلال نظام م يشود. به
موجب اختلال « سوق » همين ترتيب، نفي اعتبار قاعده
جامعه و يا حرج و سختي زندگي اجتماعي م يشود.
4 فقيهان براي حفظ نظام اجتماعي و پيشگيري از
ادامه مطلب



.jpg)






